الهی! در شگفتم
از آنکه کوه را می شکافد
تا به معدن جواهر دست یابد، ولی خویش را نمی کاود تا به مخزن حقائق برسد
سپاس خدایی را که بسیار مهربان و بسیار بخشاینده و نزدیکترین کس به من حتی از خودم است
خدایا، حکمت قدم هایی را که برایم برمیداری بر من آشکار کن، تا درهایی را که بسویم می گشایی، ندانسته نبندم، و درهایی که به رویم میبندی، به اصرار نگشایم
من خودم اولین مخاطب نوشته هایم هستم
و آمده ام تا در میان همه دویدن ها و روزمرگی های زندگی، این وبلاگ پناهم باشد و در سایه آن کمی درنگ، کمی تامل و کمی سکوت کنم
چرا که معتقدم گاهی یک تلنگر کافیست
و امیدوارم که خویش را در خویش زندانی نکنم
و پرواز را یاد بگیرم قبل از آن که به اجبار پروازم دهند...


تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 16:39 | نویسنده : شکوفه یارویسی |


http://zibasaz.persiangig.com/pic/bism/3.gif                      

 

 

..همه ي لينكهاي اين وبلاگ مربوط به  آموزش ومطالب مربوط با آن مي باشد.بازديد كنيد التماس دعا

    


در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که در آن همواره اول صبح 
به زبانی ساده مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا،خالق زیبایی و سراینده عشق،...

    

.

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 | 22:31 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
من خدایی دارم، که در این نزدیکی‌ست…

نه در آن بالاها!

مهربان، خوب، قشنگ…
چهره‌اش نورانیست

گاه‌گاهی سخنی می‌گوید،
با دل کوچک من،
ساده‌تر از سخن ساده من

او مرا می‌فهمد‌!
او مرا می‌خواند،
او مرا می‌خواهد،
او همه درد مرا می‌داند…

یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می‌نگرم،
آن زمان رقص‌کنان می‌خندم…

که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است.

او خدایست که همواره مرا می‌خواهد،

او مرا می‌خواند
او همه درد مرا می‌داند…



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 21:21 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

 



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 21:12 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

جهت بزرگنمایی روی عکس کلیک نمایید

 



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 20:36 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

جملات زیبا در باره ارامش

یادت باشدکه اگر:

دنیایت کوچک باشد همه چیز را بزرگ میبینی

غمها هر کدام برایت دیواری میشوند که جلو تو

و خوشبختی ات را سد میکنند.

غصه ها همانند دیوها در افسانه ها میشوند و

تو را به وحشت می اندازند.

اما اگر دنیایت بزرگ باشد و با نگاهی زیبا به دنیا بنگری

تمام غمها و غصه ها برایت کوچک می شوند.

آنقدر کوچک و حقیر که با تبسم به آنها می نگری و

تو همیشه پیروز میدانی



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 20:16 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
گاهی میتوان از کوره خشم پخته تربیرون آمد

دعواکن… ولی با کاغذت


اگرازکسی ناراحتی؛ یک کاغذبردارو یک مداد

 هرچه خواستی به او بگویی,روی کاغذبنویس.

خواستی هم داد بکشی تنهاسایزکلماتت را بزرگ کن

نه صدایت را…
 
آرام که شدی،برگردوکاغذت رانگاه کن.

آنوقت خودت قضاوت کن

حالامیتوانی تمام خشم نوشته هایت رابا پاک کن عزیزت پاک کنی

دلی هم نشکانده ای, وجدانت را نیازرده ای.

خرجش همان مدادو پاک کن بود,نه بغض و پشیمانی

"گاهی میتوان از کوره خشم پخته تربیرون آمد"



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 20:14 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

مهربانی را از کودکان بیاموزیم



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 | 20:12 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

یاد من باشد فردا حتما ...

به سلامی ...

دل همسایه ی خود شاد کنم ،

بگذرم از سر تقصیر رفیق ،

بنشینم دم در ...

چشم بر کوچه بدوزم با شوق ...

تا که شاید برسد همسفری ،

ببرد این دل ما را با خود ...

و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست !

یاد من باشد فردا حتما ،

باور این را بکنم ...

که دگر فرصت نیست ،

و بدانم که اگر دیر کنم ،

مهلتی نیست مرا ...

و بدانم که شبی خواهم رفت ،

و شبی هست که نیست ،

پس از آن فردایی ... !


کیوان شاهبداغی

 



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 | 20:11 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
 من خدا را دارم
 
 
 
 زندگی باید کرد

 گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید در پس یک باران

گاه باید خندید بر غم بی پایان

زندگی باور می خواهد!

آن هم از جنس امید!

هر کجا خسته شدی یا که پر غصه شدی!

تو بگو از ته دل،

" من خدا را دارم" ...!" من خدا را دارم" ...!" من خدا را دارم" ...!



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 20:4 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

حاجتی در دل بی تابم  داشتم...

به دل گفتم : لیاقت برآورده شدن خواسته ات را نداری وگرنه از

تو حرکت و از خدا برکت و خدا  هم برایت برآورده اش میکرد.

دل گفت : مگر آنچه را که تا بحال  خدا به تو داده است  لیاقتش را

داشته ای ! و مگر او تا بحال در بذل نعمت هاش به لیاقت تو نگاه

می کرده است ؟!

 .... و قسم می خورم که راست می گفت .

شاید چیزی را ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید

چیزی را دوست داشته باشید و به رایتان ناپسند افتد. خدا میداند

و شما نمیدانید.

                                                       ( بقره، ۲۱۶٫)



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 17:19 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند

 امــا نه وقتی که در میانشان هستی ، نـه !!!

آنجا که در میان خاک خوابیدی ، “سنگِ تمام” را می گذارند و می روند …



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 17:17 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
برایم مهم نیست از بیرون چگونه به نظر می آیم...

کسانی که درونم را می بینند برایم کافیند...

برای آن هایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند حرفی ندارم...

با خود می گویم بگذار همان بیرون بمانند...



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 17:14 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
از انسانها غمی به دل نگیر ؛ زیرا خود نیز غمگین اند

 با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند

زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛

پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 17:12 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

دو تا...

هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو:
١)نمیتونم ٢)بد شانسم

هیچ وقت این دو تا کارو نکن:
١)دروغ ٢)غیبت

…هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :
١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:
١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادر

همیشه دوتا چیز و به یاد بیار:
١)دوستای گذشته رو ٢)خاطرات خوبت رو

همیشه به این دو نفر گوش کن:
١)فرد با تجربه ٢)معلم خوب

همیشه به دو تا چیز دل ببند:
١)صداقت ٢)صمیمیت
برچسب‌ها: دو تا, آموزنده



تاريخ : جمعه شانزدهم آبان 1393 | 19:23 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . .

دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!

ولی ... هیچوقت نفهمیدند

کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا !

یک هفته در تب ســـــــوخت . . . !!


تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393 | 21:43 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

ستایش می کنم خــداوند را برای تکمیل نعمت های او

 تسلیم بودن برابر بزرگی او

و ایمن ماندن از نافرمانی او،

و در رفع نیازها از او یاری میطلبم

زیرا آن کسی را که خدا هدایت کند،

هرگز گمــراه نگردد

و آن را که خدا دشمن داند،

هرگز نجــات نیابد

و هر آن کسی را که خداوند بی نیاز گرداند،

نیــازمند نخواهد شد

 

پس حمد و ستایش خــداوند از همه چیز گرانسنگ تر و برترین گنجی است که ارزش ذخیره شدن دارد.

  *خطبه ی 2 نهج البلاغه *

خــدایا

شــکرت

شــکر ..

ممنونم که همیشه هستــی..



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 19:28 | نویسنده : شکوفه یارویسی |



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 19:26 | نویسنده : شکوفه یارویسی |



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 19:26 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:27 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.