الهی! در شگفتم
از آنکه کوه را می شکافد
تا به معدن جواهر دست یابد، ولی خویش را نمی کاود تا به مخزن حقائق برسد
سپاس خدایی را که بسیار مهربان و بسیار بخشاینده و نزدیکترین کس به من حتی از خودم است
خدایا، حکمت قدم هایی را که برایم برمیداری بر من آشکار کن، تا درهایی را که بسویم می گشایی، ندانسته نبندم، و درهایی که به رویم میبندی، به اصرار نگشایم
من خودم اولین مخاطب نوشته هایم هستم
و آمده ام تا در میان همه دویدن ها و روزمرگی های زندگی، این وبلاگ پناهم باشد و در سایه آن کمی درنگ، کمی تامل و کمی سکوت کنم
چرا که معتقدم گاهی یک تلنگر کافیست
و امیدوارم که خویش را در خویش زندانی نکنم
و پرواز را یاد بگیرم قبل از آن که به اجبار پروازم دهند...


تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 16:39 | نویسنده : شکوفه یارویسی |


http://zibasaz.persiangig.com/pic/bism/3.gif                      

 

 

..همه ي لينكهاي اين وبلاگ مربوط به  آموزش ومطالب مربوط با آن مي باشد.بازديد كنيد التماس دعا

    


در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که در آن همواره اول صبح 
به زبانی ساده مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا،خالق زیبایی و سراینده عشق،...

    

.

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 | 22:31 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . .

دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!

ولی ... هیچوقت نفهمیدند

کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا !

یک هفته در تب ســـــــوخت . . . !!


تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393 | 21:43 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

ستایش می کنم خــداوند را برای تکمیل نعمت های او

 تسلیم بودن برابر بزرگی او

و ایمن ماندن از نافرمانی او،

و در رفع نیازها از او یاری میطلبم

زیرا آن کسی را که خدا هدایت کند،

هرگز گمــراه نگردد

و آن را که خدا دشمن داند،

هرگز نجــات نیابد

و هر آن کسی را که خداوند بی نیاز گرداند،

نیــازمند نخواهد شد

 

پس حمد و ستایش خــداوند از همه چیز گرانسنگ تر و برترین گنجی است که ارزش ذخیره شدن دارد.

  *خطبه ی 2 نهج البلاغه *

خــدایا

شــکرت

شــکر ..

ممنونم که همیشه هستــی..



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 19:28 | نویسنده : شکوفه یارویسی |



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 19:26 | نویسنده : شکوفه یارویسی |



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 19:26 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:27 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
به عنوان یک معلم:
یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد.
یادم باشد: که روز و روزگار خوش است و تنها دل من دل نیست.
یادم باشد: باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم .
یادم باشد: از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن.
یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند.
یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !
یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود.
یادم باشد: قبل از اینکه از راه رفتن کسی ایراد بگیرم یکبار با کفشهای او راه بروم.
و یادمان باشد: هیچگاه از راستی نترسیم !



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:6 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

 



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:3 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

تقدیم به دانش آموزان گلم

گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها،ناخودآگاه لبخندی روی لبانم می نشاند ،دوست دارم این لبخندها ی بیگاه را ......و آن بعضی ها را .

 

بهارتان پیروز

 

 

 



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:3 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
 

 تو که آهسته ميخواني قنوت گريه هايت را , ميان ربناي سبز دستانت دعايم کن !


... باز امشب ميخواهم با يار و ياور هميشگي ام خلوت کنم ... در اين حس عاشقانه... لذت صحبت با دوست , با يگانه ي هستي به راز و نياز بپردازم...
تنها ياوري که هيچگاه از صحبت با او نا اميد نشدم و تنها کسي که به راستي حرفهاي عميق قلب و روحم را با او گفـــــــــته ام...
و به راستي برخي ناگفته ها را نميتوان حتي به عزيز ترين و نزديکترين کسان گفت...هرچند که خيلي دوستشان بداري و راحت با آنان سخن گويي...
خب بعضي حرف ها خاص دلت و خداي توست !
که انديشه اي ست و ناگفتني هايي ست و همان يگانه ي بي همتا از ان خبر دارد !
خالقي که هميشه با يادش آرام شدم و اين آرامش را از فطرت و ذاتم و مناجاتهاي پاک و خالصانه ي مادرم و نيايشهاي شبانه ي پدرم به ارث برده ام...
امشب باز به سوي دوست آمده ام...
اما نه براي حرفهاي درونيم....
نه براي گريه هاي شور انگيز !
که امشب آمده ام
براي تو دعا کنم..

با تشکر از وبلاگ دوست نازنینم لطف یاران



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 22:6 | نویسنده : شکوفه یارویسی |


تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:58 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
آبراهام لینکلن رئیس جمهور انسان دوست آمریکا سالها قبل توصیه هایی برای معلم فرزندش داشته که دونستن و تامل درموردشون بی فایده نیست.

نامه آبراهام لینکن  به آموزگار پسرش

*او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند

*به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر آدم شياد، انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند.  

*به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن، دوستي هست

*مي دانم كه وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت يك دلار كسب كند، بهتر از اين است كه پنج دلار از روي زمين پيدا كند

*به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد

*او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد

*اگر مي توانيد به او نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد

*به او بگوييد كه تعمق كند:
به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان،
به گلهاي درون باغچه،
به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند، ‌دقيق شود

*به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر است مردود شود، اما با تقلب به قبولي نرسد.  

*به او بگوييد به باورهایش ايمان داشته باشد، ‌حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند

*به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد، انتخاب كند

*ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد، اگر مي توانيد به پسرم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند

*به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد

*به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست

*به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد

*در كار تدريس به پسرم ملايمت بخرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد؛ بگذاريد كه شجاع باشد.



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:55 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
خلاصه فصل اول ریاضی ششم ابتدایی

معنی کسر : هرگاه از یک واحد کامل، جزیی از آن ، مورد نظر باشد، آن را به صورت کسر نمایش می دهیم.

هر کسر از سه قسمت تشکیل شده است : صورت، مخرج و خط کسری

کسر مساوی با صفر : هر کسری که صورت آن صفر باشد مساوی صفر است.

کسر کو چک تر از واحد : کسری که صورت آن از مخرجش کوچک تر باشد کسر کوچک تر از واحد می گویند.

کسر بزرگ تر از واحد : کسری که صورت آن از مخرجش بزرگ تر باشد کسر بزرگ تر از واحد می گویند.

کسر واحد : کسری که صورت و مخرج آن مساوی باشند کسر واحد می گویند. کسر واحد همیشه مساوی یک است.

عدد مخلوط : اگر صورت کسر از مخرج بزرگ تر باشد، یعنی چند واحد کامل و جزئی از آن مورد نظر باشد باید آن را به صورت عدد مخلوط نشان دهیم.

روش تبدیل کسر به عدد مخلوط : اگر کسر بزرگ تر از واحد باشد، (صورت از مخرج بزرگ تر باشد) برای به دست آوردن تعداد واحد های کامل و کسری از واحد کامل، صورت کسر را بر مخرج آن تقسیم می کنیم. خارج قسمت را در عدد صحیح ، و باقی مانده را در صورت ، و مخرج همان قبلی است.

توجه : صورت کسر را بر مخرج آن تقسیم می کنیم. خارج قسمت را در عدد صحیح ، و باقی مانده را در صورت ، و مخرج همان مخرج قبلی می باشد.

نمایش کسر روی محور اعداد : در محور هر واحد را به اندازه ی مخرج کسر تقسیم بندی می کنیم و عدد مورد نظر را روی محور نشان می دهیم.

توجه : مخرج هر کسر نشان می دهد که هر واحد را به چند قسمت مساوی تقسیم می کنیم.

کسرهای مساوی : اگر صورت ومخرج کسری را در عدد طبیعی بزرگ تر از یک ضرب کنیم ، کسر مساوی با آن به دست می آید.

روش مقایسه ی کسرها :

حالت اول : در کسرهایی که مخرج آن ها مساوی اند، کسری بزرگ تر است که صورت آن بزرگ تر باشد.

حالت دوم : در کسرهایی که صورت آن ها مساوی اند، کسری بزرگ تر است که مخرج آن کوچک تر باشد.

حالت سوم : برای مقایسه کسرهایی که نه صورت های برابر و نه مخرج های برابر دارند باید هر دو کسررا هم مخرج نماییم بعد صورت هر کدام بزرگ تر باشد آن کسر بزرگ تر است.

حالت چهارم : مقایسه عددهای مخلوط : در مقایسه عددهای مخلوط ابتدا قسمت های صحیح، سپس قسمت های کسری را باهم مقایسه می کنیم.

ساده کردن کسرها :

روش اول:صورت ومخرج کسر رابه صورت حاصل ضرب دو عدد می نویسیم.اگرکسر ساده شدنی

باشد،عدد مشترک در صورت و مخرج راحذف می کنیم تا کسری مساوی با آن به دست آید.

روش دوم:برای ساده کردن کسرکافی است که صورت ومخرج آن را هم زمان بریک عدد طبیعی تقسیم کنیم واین عمل راتا جایی ادامه دهیم که که دیگر صورت و مخرج به طور مشترک بر هیچ عددی قابل قسمت نباشند به این ترتیب کسر به ساده ترین صورت ممکن تبدیل می شود.

توجه 1 : اگر صورت و مخرج کسری را بر هر عدد طبیعی بزرگ تر از یک تقسیم کنیم. کسر مساوی با آن به دست می آید.

توجه 2 : در ساده کردن کسرها هر چه صورت و مخرج را بر عدد های بزرگ تری تقسیم کنیم، ساده کردن سریع تر انجام می شود.

جمع و تفریق کسرها :

به طور کلی شرط لازم برای جمع یا تفریق چند کسرآن است که کسرها هم مخرج باشند. وقتی مخرج ها یکی باشد، یکی از آن ها را نوشته و صورت ها را با توجه به علامت بین کسر ها جمع یا کم می کنیم.

توجه : در جمع وتفریق عددهای مخلوط، ابتدا قسمت های صحیح و سپس قسمت های کسری را باهم جمع یا تفریق می کنیم.

ضرب اعداد مخلوط : به طور کلی برای ضرب اعداد مخلوط، ابتدا باید آن ها را به کسر تبدیل کنیم پس از ساده کردن صورت ها با مخرج ها، حاصل ضرب را به دست می آوریم.

تقسیم کسرها : برای انجام تقسیم دو کسر ابتدا تقسیم را به ضرب تبدیل می نماییم، به این ترتیب که کسر اول را نوشته و به جای علامت تقسیم ضرب می گذاریم و معکوس کسر دوم را می نویسیم وبعد صورت را به صورت و مخرج را به مخرج ضرب می کنیم.

جمع و تفریق کسرها به کمک محور:

1- ابتدا محور را رسم کرده و به اندازه ی مخرج کسر، واحدها را تقسیم بندی می کنیم.

2- اگر مخرج ها برابر نباشند مخرج مشترک گرفته سپس محور را تقسیم بندی می کنیم.

3- روی محور اولین کسر را با خط نمایش می دهیم.

4- در جمع به اندازه ی کسر دوم از انتهای کسر اول جلو می رویم نقطه ی به دست آمده جواب سوال است.

در تفریق به اندازه ی کسر دوم از انتهای کسر اول به سمت صفر محور برمی گردیم تا جواب به دست آید.

منبع: آموزگار ششم شهرستان دورود


برچسب‌ها: کسر ها, فصل اول ریاضی ششم, خلاصه ی ریاضی ششم


تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:47 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
 

http://www.hamishejavid.blogfa.com         وبلاگ جهاد مجازی



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:44 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

 
 


تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:35 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:20 | نویسنده : شکوفه یارویسی |



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:11 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
تقدیم به یاران همدلی که از وبلاگم دیدن می کنند بخصوص دانش آموزان گل و گلاب و نازومامانی خودم



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:8 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

روزی استادی در کنار دریا راه می رفت که نوجوانی نزد او آمد و گفت:
«استاد! می شود در یک جمله به من بگویید بزرگترین حکمت چیست »
استاد از نوجوان خواست وارد آب بشود.
نوجوان این کار را کرد.
استاد با حرکتی سریع، سر نوجوان را زیر آب برد و همان جا نگه داشت،
طوری که نوجوان شروع به دست و پا زدن کرد.
 نوجوان وحشت زده از آب بیرون آمد و با تمام قدرتش نفس کشید.
او که از کار استاد عصبانی شده بود، با اعتراض گفت:
 « استاد ! من از شما درباره حکمت سؤال می کنم و شما می خواهید مرا خفه کنید »
استاد دستی به نوازش به سر او کشید و گفت:
«فرزندم! حکمت همان نفس عمیقی است که کشیدی تا زنده بمانی.
هر وقت معنی آن نفس حیات بخش را فهمیدی، معنی حکمت را هم می فهمی!»



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 21:58 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.