الهی! در شگفتم
از آنکه کوه را می شکافد
تا به معدن جواهر دست یابد، ولی خویش را نمی کاود تا به مخزن حقائق برسد
سپاس خدایی را که بسیار مهربان و بسیار بخشاینده و نزدیکترین کس به من حتی از خودم است
خدایا، حکمت قدم هایی را که برایم برمیداری بر من آشکار کن، تا درهایی را که بسویم می گشایی، ندانسته نبندم، و درهایی که به رویم میبندی، به اصرار نگشایم
من خودم اولین مخاطب نوشته هایم هستم
و آمده ام تا در میان همه دویدن ها و روزمرگی های زندگی، این وبلاگ پناهم باشد و در سایه آن کمی درنگ، کمی تامل و کمی سکوت کنم
چرا که معتقدم گاهی یک تلنگر کافیست
و امیدوارم که خویش را در خویش زندانی نکنم
و پرواز را یاد بگیرم قبل از آن که به اجبار پروازم دهند...


تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 16:39 | نویسنده : شکوفه یارویسی |


http://zibasaz.persiangig.com/pic/bism/3.gif                      

 

 

..همه ي لينكهاي اين وبلاگ مربوط به  آموزش ومطالب مربوط با آن مي باشد.بازديد كنيد التماس دعا

    


در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،
که در آن همواره اول صبح 
به زبانی ساده مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا،خالق زیبایی و سراینده عشق،...

    

.

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 | 22:31 | نویسنده : شکوفه یارویسی |


تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:58 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
آبراهام لینکلن رئیس جمهور انسان دوست آمریکا سالها قبل توصیه هایی برای معلم فرزندش داشته که دونستن و تامل درموردشون بی فایده نیست.

نامه آبراهام لینکن  به آموزگار پسرش

*او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند

*به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر آدم شياد، انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند.  

*به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن، دوستي هست

*مي دانم كه وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت يك دلار كسب كند، بهتر از اين است كه پنج دلار از روي زمين پيدا كند

*به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد

*او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد

*اگر مي توانيد به او نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد

*به او بگوييد كه تعمق كند:
به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان،
به گلهاي درون باغچه،
به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند، ‌دقيق شود

*به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر است مردود شود، اما با تقلب به قبولي نرسد.  

*به او بگوييد به باورهایش ايمان داشته باشد، ‌حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند

*به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد، انتخاب كند

*ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد، اگر مي توانيد به پسرم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند

*به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد

*به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست

*به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد

*در كار تدريس به پسرم ملايمت بخرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد؛ بگذاريد كه شجاع باشد.



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:55 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
خلاصه فصل اول ریاضی ششم ابتدایی

معنی کسر : هرگاه از یک واحد کامل، جزیی از آن ، مورد نظر باشد، آن را به صورت کسر نمایش می دهیم.

هر کسر از سه قسمت تشکیل شده است : صورت، مخرج و خط کسری

کسر مساوی با صفر : هر کسری که صورت آن صفر باشد مساوی صفر است.

کسر کو چک تر از واحد : کسری که صورت آن از مخرجش کوچک تر باشد کسر کوچک تر از واحد می گویند.

کسر بزرگ تر از واحد : کسری که صورت آن از مخرجش بزرگ تر باشد کسر بزرگ تر از واحد می گویند.

کسر واحد : کسری که صورت و مخرج آن مساوی باشند کسر واحد می گویند. کسر واحد همیشه مساوی یک است.

عدد مخلوط : اگر صورت کسر از مخرج بزرگ تر باشد، یعنی چند واحد کامل و جزئی از آن مورد نظر باشد باید آن را به صورت عدد مخلوط نشان دهیم.

روش تبدیل کسر به عدد مخلوط : اگر کسر بزرگ تر از واحد باشد، (صورت از مخرج بزرگ تر باشد) برای به دست آوردن تعداد واحد های کامل و کسری از واحد کامل، صورت کسر را بر مخرج آن تقسیم می کنیم. خارج قسمت را در عدد صحیح ، و باقی مانده را در صورت ، و مخرج همان قبلی است.

توجه : صورت کسر را بر مخرج آن تقسیم می کنیم. خارج قسمت را در عدد صحیح ، و باقی مانده را در صورت ، و مخرج همان مخرج قبلی می باشد.

نمایش کسر روی محور اعداد : در محور هر واحد را به اندازه ی مخرج کسر تقسیم بندی می کنیم و عدد مورد نظر را روی محور نشان می دهیم.

توجه : مخرج هر کسر نشان می دهد که هر واحد را به چند قسمت مساوی تقسیم می کنیم.

کسرهای مساوی : اگر صورت ومخرج کسری را در عدد طبیعی بزرگ تر از یک ضرب کنیم ، کسر مساوی با آن به دست می آید.

روش مقایسه ی کسرها :

حالت اول : در کسرهایی که مخرج آن ها مساوی اند، کسری بزرگ تر است که صورت آن بزرگ تر باشد.

حالت دوم : در کسرهایی که صورت آن ها مساوی اند، کسری بزرگ تر است که مخرج آن کوچک تر باشد.

حالت سوم : برای مقایسه کسرهایی که نه صورت های برابر و نه مخرج های برابر دارند باید هر دو کسررا هم مخرج نماییم بعد صورت هر کدام بزرگ تر باشد آن کسر بزرگ تر است.

حالت چهارم : مقایسه عددهای مخلوط : در مقایسه عددهای مخلوط ابتدا قسمت های صحیح، سپس قسمت های کسری را باهم مقایسه می کنیم.

ساده کردن کسرها :

روش اول:صورت ومخرج کسر رابه صورت حاصل ضرب دو عدد می نویسیم.اگرکسر ساده شدنی

باشد،عدد مشترک در صورت و مخرج راحذف می کنیم تا کسری مساوی با آن به دست آید.

روش دوم:برای ساده کردن کسرکافی است که صورت ومخرج آن را هم زمان بریک عدد طبیعی تقسیم کنیم واین عمل راتا جایی ادامه دهیم که که دیگر صورت و مخرج به طور مشترک بر هیچ عددی قابل قسمت نباشند به این ترتیب کسر به ساده ترین صورت ممکن تبدیل می شود.

توجه 1 : اگر صورت و مخرج کسری را بر هر عدد طبیعی بزرگ تر از یک تقسیم کنیم. کسر مساوی با آن به دست می آید.

توجه 2 : در ساده کردن کسرها هر چه صورت و مخرج را بر عدد های بزرگ تری تقسیم کنیم، ساده کردن سریع تر انجام می شود.

جمع و تفریق کسرها :

به طور کلی شرط لازم برای جمع یا تفریق چند کسرآن است که کسرها هم مخرج باشند. وقتی مخرج ها یکی باشد، یکی از آن ها را نوشته و صورت ها را با توجه به علامت بین کسر ها جمع یا کم می کنیم.

توجه : در جمع وتفریق عددهای مخلوط، ابتدا قسمت های صحیح و سپس قسمت های کسری را باهم جمع یا تفریق می کنیم.

ضرب اعداد مخلوط : به طور کلی برای ضرب اعداد مخلوط، ابتدا باید آن ها را به کسر تبدیل کنیم پس از ساده کردن صورت ها با مخرج ها، حاصل ضرب را به دست می آوریم.

تقسیم کسرها : برای انجام تقسیم دو کسر ابتدا تقسیم را به ضرب تبدیل می نماییم، به این ترتیب که کسر اول را نوشته و به جای علامت تقسیم ضرب می گذاریم و معکوس کسر دوم را می نویسیم وبعد صورت را به صورت و مخرج را به مخرج ضرب می کنیم.

جمع و تفریق کسرها به کمک محور:

1- ابتدا محور را رسم کرده و به اندازه ی مخرج کسر، واحدها را تقسیم بندی می کنیم.

2- اگر مخرج ها برابر نباشند مخرج مشترک گرفته سپس محور را تقسیم بندی می کنیم.

3- روی محور اولین کسر را با خط نمایش می دهیم.

4- در جمع به اندازه ی کسر دوم از انتهای کسر اول جلو می رویم نقطه ی به دست آمده جواب سوال است.

در تفریق به اندازه ی کسر دوم از انتهای کسر اول به سمت صفر محور برمی گردیم تا جواب به دست آید.

منبع: آموزگار ششم شهرستان دورود


برچسب‌ها: کسر ها, فصل اول ریاضی ششم, خلاصه ی ریاضی ششم


تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:47 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
 

http://www.hamishejavid.blogfa.com         وبلاگ جهاد مجازی



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:44 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

 
 


تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:35 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:20 | نویسنده : شکوفه یارویسی |



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:11 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
تقدیم به یاران همدلی که از وبلاگم دیدن می کنند بخصوص دانش آموزان گل و گلاب و نازومامانی خودم



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 22:8 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

روزی استادی در کنار دریا راه می رفت که نوجوانی نزد او آمد و گفت:
«استاد! می شود در یک جمله به من بگویید بزرگترین حکمت چیست »
استاد از نوجوان خواست وارد آب بشود.
نوجوان این کار را کرد.
استاد با حرکتی سریع، سر نوجوان را زیر آب برد و همان جا نگه داشت،
طوری که نوجوان شروع به دست و پا زدن کرد.
 نوجوان وحشت زده از آب بیرون آمد و با تمام قدرتش نفس کشید.
او که از کار استاد عصبانی شده بود، با اعتراض گفت:
 « استاد ! من از شما درباره حکمت سؤال می کنم و شما می خواهید مرا خفه کنید »
استاد دستی به نوازش به سر او کشید و گفت:
«فرزندم! حکمت همان نفس عمیقی است که کشیدی تا زنده بمانی.
هر وقت معنی آن نفس حیات بخش را فهمیدی، معنی حکمت را هم می فهمی!»



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 21:58 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا
دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."

هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خود
خواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.

به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید،
زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
درستكارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند،
حتی اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.

تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است.
اگر شخصیت خود را با فعالیت‌های شغلی خویش می‌سنجید،
پس غیرواقعی نیست اگر بگویید وقتی كار نمی‌كنید فاقد شخصیت هستید.
برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را
در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید.
از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید
اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید.
اگر مختارید كه بین حق به جانب بودن و مهربانی یكی را انتخاب كنید، مهربانی را انتخاب كنید.
دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو.
انتخاب با توست، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
یا بگوئی : خدا به خیر کنه، صبح شده ...
به دل خود مراجعه کنید و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده اید
احساس محبت نمایید. هر جا ناراحت شدید اقدام به بخشش و عفو نمایید.
عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.
عشقم نثار کسیست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد. به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده ‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم. بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم. در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشیدن عشق است و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم بلکه سعی میکنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.
آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند، از این حقیقت غافلند که با
صرف نیروی خود در این زمینه، خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که
بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 22:54 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

مي دانم هر از گاهي دلت تنگ مي شود...


فقط كافيست خوب گوش بسپاري! و بشنوي ندايي كه تو را فرا مي خواند به زيستن!


مي دانم هراز گاهي دلت تنگ مي شود. همان دلهاي بزرگي كه جاي من در آن است آنقدر تنگ ميشود كه حتي يادت مي رود من آنجايم.

 

دلتنگي هايت را از خودت بپرس. و نگران هيچ چيز نباش! هنوز من هستم.


هنوز خدايت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!


اما من نمي خواهم تو همان باشي! تو بايد در هر زمان بهترين باشي.


نگران شكستن دلت نباش! ميداني؟ شيشه براي اين شيشه است چون قرار است بشكند


و جنسش عوض نمي شود و ميداني كه من شكست ناپذير هستم و تو مرا داري براي هميشه!

چون هر وقت گريه ميكني دستان مهربانم چشمانت را مي نوازد ...


چون هر گاه تنها شدي، تازه مرا يافته اي چون هرگاه بغضت نگذاشت صداي لرزان و استوارت را بشنوم، صداي خرد شدن ديوار بين خودم و تو را شنيده ام! درست است مرا فراموش كردي، اما من حتي سر انگشتانت را از ياد نبردم!



دلم نمي خواهد غمت را ببينم مي خواهم شاد باشي اين را من مي خواهم ...
تو هم مي تواني اين را بخواهي. خشنودي مرا.



من گفتم : (ما خواب را مايه آرامش شما قرار داديم) و من هر شب كه مي خوابي روحت را نگاه مي دارم تا تازه شود ... نگران نباش!



دستان مهربانم قلبت را مي فشارد. شبها كه خوابت نمي برد فكر مي كني تنهايي ؟ اما، نه من هم دل به دلت بيدارم! فقط كافيست خوب گوش بسپاري! و بشنوي ندايي كه تو را فرا مي خواند به زيستن!



پروردگارت ... با عشق!

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 22:40 | نویسنده : شکوفه یارویسی |

 

 

 

زندگی یک قالی بزرگ است.

 

هر هزار سال یکبار فرشته ها قالی جهان را در هفت آسمان می تکانند تا گرد و خاک هزار ساله اش بریزد

و هر بار با خود می گویند: «این قالی ای نیست که قرار بود انسان ببافد این فرش فاجعه است.»

با زمینه ی سرخ خون و حاشیه های کبود معصیت و نقش برجسته های ستم. فرشته ها گریه می کنند وقالی آدم را می تکانند و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند.

 

 

رنگ در رنگ، گره در گره، نقش در نقش
قالی بزرگی است زندگی!

که تو می بافی و من می بافم و همه بافنده ایم
می بافیم و رج به رج بالا می بریم
می بافیم ومی گسترانیم.

 

 

دار این جهان را خدا بر پا کردو خدا بود که فرمود : ببافید

و آدم نخستین گره را بر پود قالی زندگی زد.
و هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت
و چنین شد که قالی آدمی رنگارنگ شد

آمیزه ای از زیبایی و نازیبایی
سایه روشنی از گناه و ثواب

گره ی توام تا ابد بر این قالی خواهد ماند
طرح و نقشت نیز و هزاران سال بعد آدمیان بر فرشی خواهند زیست
که گوشه ای از آن را تو بافته ای

کاش گوشه ای را که سهم توست زیباتر ببافی...



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 22:37 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
مهربانی ساده است، ساده تر از آنچه فکرش را بکنی ؛ کافی است به خودت ایمان داشته باشی و به معجزه مهر ... کافی است به دستهایت فرمان دهی تا به جای تنبیه ، آرام بر سر کودک سرکش کشیده شوند و موهایش را قلقلک دهند ... کافی است به چشم هایت بیاموزی که چشم آیینه روح است ، و عشق و مهربانی را می توان با نگاه در تمام عالم پراکند ... کافی است به دلت یادآوری کنی همیشه دل هایی هستند که درد امانشان را بریده و احتیاج به همدلی دارند ... کافی است به گوشهایت یاد دهی که می توانند سنگ صبور باشند ، حتی اگر صبوری سنگین شان کند ... کافی است یاد بگیری انسان بودن فقط زنده بودن نیست ؛ باید زندگی کرد ، و زندگی چیزی جز مهربانی و عشق ورزیدن به آفریده های خداوند نیست.



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 | 22:31 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
تاريخ : یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 | 12:14 | نویسنده : شکوفه یارویسی |


کارت پستال درخواستی طراحان
 



تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد 1393 | 21:20 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
سلام آقاجان؛

دلمان برایت تنگ شده است آقا...

کجایی؟

تا کی باید در فراقت بسوزیم و تا کی باید با نبودنت بسازیم؟

آیا وقت آن نرسیده است که بیایی آقا؟

آقاجان تورا به آبروی زهرا قسم ما را رها نکن!!!

 

 

 

 اللهم عجل لولیک الفرج



تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد 1393 | 21:18 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
به انسان بودنت شک کن اگر مستضعفي ديدي،

ولي از نان امروزت به او چيزي نبخشيدي.

 به انسان بودنت شک کن اگر چادر به سر داري،

ولي از زير آن چادر به يک ديوانه خنديدي.

 به انسان بودنت شک کن اگر قاري قرآني،

ولي در درکِ آياتش دچارِ شک و ترديدي.

 به انسان بودنت شک کن اگر گفتي خدا ترسي،

ولي از ترس اموالت تمام شب نخوابيدي.

 به انسان بودنت شک کن اگر هر ساله در حجّي،

ولي از حال همنوعت سوالي هم نپرسيدي.

 به انسان بودنت شک کن اگر مرگِ مرا ديدي،

ولي قدرِ سَري سوزن ز جاي خود نجنبيدی



تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد 1393 | 20:58 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
فؤاد جرداق مسيحي مي گويد:
هر گاه دشواريهاي زندگي به من رو مي آورد و از رنج روزگار آزرده مي شوم به آستان علي (ع) از اندوه خود پناه مي برم زيرا او پناهگاه هر ماتمي است، او بر ستمکاران همچون رعد و برشکست خوردگان ياوري دلسوز و مشفق است
جرجي زيدان مسيحي مي گويد:
اگر بگويم مسيح از علي بالاتر است عقلم اجازه نمي دهد و اگر بگويم علي از مسيح بالاتر است دينم اجازه نمي دهد.

*************************************************************

خرده فرمایش:من دیدگاهم اینه با علی علی گفتن و جامه ی سیاه برتن کردن و پختن حلوای چرب 21 رمضان که علی شناس وعلی دوست نمی شویم .(هرچند انجام اینها هم که بد نیست باز نوعی عرض ادب است)اما دم زدن از علی از یکسو و خلاف راه علی رفتن با عقل منافات دارد!علی همان بود که پس از مرگش با غیبت شبانه اش بر در خانه ی فقرا تازه شناخته شد!!!!!!!!علی زمزم را نه در کعبه بلکه در اشک چشم یتیمان کوفه یافت.علی 25 سال سکوت کرد تا امتش دچار تفرقه نشوند خلافتی که حقش بود را برای همین منظور رها کرد اما مردمش را رها نکرد بلکه بیشتر وبهتر گام برداشت...بیهوده نگفته شهریار شاعر بزرگ آذری

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت     متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

******************************************************************

دعا کنیم همه در مسیر درست زندگی کنیم و به آنچه می گوییم عمل کنیم



تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد 1393 | 20:57 | نویسنده : شکوفه یارویسی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.